جدیدترین مطالب

مطالب ویژه مجله اینترنتی رایامگ

پیوندها

محبوب ترین مطالب رایامگ

سندرم ایمپاسترمانع موفقیت شماست!

author منتشر کننده
بدون نظر 1 0
سندرم ایمپاسترمانع موفقیت شماست!

اگر تاکنون پیش آمده که در محل کار از خودتان پرسیدید که در اینجا چه کار می کنید؟ و به اینجا تعلق ندارید و یا احتمالا یک کلاهبردار هستید که دیر یا زود سایرین مچش را می گیرند؛ باید بگویم که شما تنها نیستید! یک بررسی در سال 2019 از 62 مطالعه در مورد سندرم ایمپوستر نشان داد که 9 تا 82 درصد از افراد گزارش می‌دهند که در برخی مواقع افکاری در این راستا دارند. تحقیقات اولیه که این پدیده را بررسی می‌کرد، عمدتاً بر زنان موفق متمرکز بود. با این حال، بعداً مشخص شد که سندروم فریبنده یا ایمپوستر می تواند هر کسی را در هر حرفه ای، از دانشجویان فارغ التحصیل گرفته تا مدیران ارشد، تحت تاثیر قرار دهد.

سندرم ایمپوستر چیست؟

سندرم ایمپوستر که تقلب ادراک شده نیز نامیده می‌شود، شامل احساس شک به خود و بی‌کفایتی شخصی است که علی‌رغم تحصیلات، تجربه و دستاوردهای شما همچنان ادامه دارد. برای مقابله با این احساسات، ممکن است تصمیم بگیرید که سخت تر کار کنید و کیفیت کارهایتان را بالا ببرید و به طور کلی استاندارد های بالاتری تنظیم کنید اما این تصمیمات می توانند بر سلامت عاطفی شما و عملکردتان تاثیر منفی بگذارد.

این احساسات فریبکارانه نشان دهنده تضاد بین ادراک شما از خود و نحوه درک دیگران از شماست. حتی زمانی که دیگران استعدادهای شما را ستایش می کنند، شما موفقیت های خود را به زمان بندی و خوش شانسی ربط می دهید و نمی توانید باور کنید که آنها را بر اساس شایستگی های خود به دست آورده اید، و می ترسید که دیگران نیز در نهایت متوجه همین موضوع شوند. در نتیجه، شما خود را تحت فشار قرار می دهید تا سخت تر کار کنید تا:

- دیگران را از تشخیص کاستی ها یا شکست های شما بازدارید

- شایسته نقش هایی شوید که معتقدید لیاقت آن را ندارید

- آنچه را که کمبود هوش خود می دانید جبران کنید

- احساس گناه به خاطر «فریب دادن» افراد را کاهش دهید

این کاری که انجام می دهید کمکی به بهبود این احساسات نمی کند و حتی می تواند چرخه را بیش از پیش تکرار کند. در این میان شما تعاریف بقیه را به عنوان یک ترحم و همدردی از سوی سایرین برداشت می کنید و هم چنین تمامی اشتباهاتی را که رخ داده را گردن می گیرید و خود را مقصر می دانید در حالی که موفقیت ها را به شانس ربط می دهید. حتی اشتباهات جزئی باور شما را در مورد عدم هوش و توانایی شما تقویت می کند. این چرخه با گذشت زمان، می تواند احساس اضطراب، افسردگی و احساس گناه را تقویت کند.

انواع سندرم ایمپوستر:

دکتر والری یانگ، محقق برجسته سندرم فریبکار یا سندرم ایمپوستر، در کتاب خود در سال 2011 با عنوان «افکار مخفی زنان موفق: چرا افراد توانمند از سندروم فریبکار رنج می برند و چگونه می توان با وجود آن پیشرفت کرد»، پنج نوع اصلی این فریبکاری را توصیف می کند.

کمال گرایی

شما در درجه اول بر نحوه انجام کارها تمرکز می کنید، به طوری که در هر جنبه زندگی خود به دنبال کمال می گردید. با این حال، از آنجایی که کمال همیشه یک هدف واقع بینانه نیست، شما نمی توانید این استانداردها را برآورده کنید. به جای اعتراف به کار سختی که پس از انجام یک کار انجام داده اید، ممکن است از خود به خاطر اشتباهات کوچک انتقاد کنید و از "شکست" خود احساس شرمندگی کنید. این مسئله می تواند باعث شود شما از انجام کارهای جدید و کسب تجربه های جدیدی که حدس می زنید نمی توانید در دفعه اول آن ها را به خوبی انجام دهید، اجتناب کنید.

نابغه طبیعی

در این مورد، شما زندگی خود را صرف به دست آوردن مهارت های جدید با کمی تلاش کرده اید و معتقدید که باید فوراً مطالب و فرآیندهای جدید را درک کنید. اعتقاد شما به اینکه افراد شایسته می توانند هر کاری را با کمی سختی اداره کنند، باعث می شود در زمان سختی احساس شیاد بودن و واقعی نبودن کنید و در نتیجه اگر چیزی به راحتی به شما نمی رسد، یا در اولین تلاش موفق نمی شوید، ممکن است احساس شرمندگی و خجالت کنید.

فرد گرای خشن یا تک نوازی

شما معتقدید که باید بتوانید همه چیز را به تنهایی مدیریت کنید. اگر نتوانید به طور مستقل به موفقیت برسید، خود را بی لیاقت می دانید. در واقع درخواست کمک از کسی، یا پذیرفتن حمایت از سوی دیگران که به شما پیشنهاد می شود، به معنی شکست دادن استانداردهای بالای خود نیست و هم چنین بدین معنا نیست که شما ناتوانی خود را پذیرفتید یا خود را بازنده جلوه می دهید.

متخصص

قبل از اینکه بتوانید کار خود را موفقیت آمیز بدانید، می خواهید همه چیزهایی را که در مورد آن موضوع باید بدانید، یاد بگیرید. در این حالت ممکن است زمان زیادی را صرف پیگیری جستجوی خود برای کسب اطلاعات بیشتر کنید. از آنجایی که فکر می‌کنید باید همه پاسخ‌ها را داشته باشید، ممکن است زمانی که نتوانید به سؤالی پاسخ دهید یا با دانشی که قبلاً از دست داده‌اید مواجه شوید، خود را یک فریب کار یا شکست‌ خورده بدانید.

ابرقهرمان

شما شایستگی را به توانایی خود برای موفقیت در هر نقشی که دارید برای مثال دانش آموز، دوست، کارمند یا والدین، مرتبط می کنید. به نظر شما، ناتوانی در انجام موفقیت‌آمیز خواسته‌های این نقش‌ها، به سادگی نارسایی شما را ثابت می‌کند. پس برای موفقیت، خود را تا حد امکان بالا می برید و تا حد امکان در هر نقشی انرژی صرف می کنید. با این حال، حتی این حداکثر تلاش ممکن است احساسات فریبنده شما را برطرف نکند و ممکن است باز هم فکر کنید، "من باید بتوانم کارهای بیشتری انجام دهم" یا "این کار باید راحت تر باشد."

این تفکرات ناشی از چیست؟

هیچ دلیل مشخصی برای احساسات فریبنده وجود ندارد اما می توان مواردی را نام برد که داشتن چنین افکاری را تحریک می کند. علل بالقوه زمینه ای شامل موارد زیر است:

والدین و دوران کودکی

اگر والدینتان شما را تحت فشار قرار می دادند تا در مدرسه بهترین عملکرد را داشته باشید و یا با خواهر و برادرهایتان مقایسه می شدید و یا بر هوش طبیعی شما بیش از حد تاکید می کردند؛ این افکار فریبنده شما ممکن است ناشی از چنین افکاری باشد. البته انتقاد شدید از اشتباهات کودک توسط والدین و کنترل کنندگی شدید و بیش از حد محافظه کار بودن والدین، باز هم می تواند چنین اثرات منفی ای را در کودک بر جای بگذارد. موفقیت تحصیلی در دوران کودکی نیز می‌تواند به تحریف احساسات بعدی در زندگی کمک کند.

برخی افراد هم در دوران کودکی و یا حتی در دوران دبستان و دبیرستان چالش زیادی را تجربه نکرده اند و به راحتی از دبیران خود تعریف و تمجید های فراوانی را دریافت کردند. با این حال، این افراد ممکن است وقتی برای اولین بار وارد دانشگاه می شوند احساس کنند که با بقیه در رقابت هستند و سایرین نسبت به آن ها از هوش و استعداد بیشتری برخوردارند. در اینجاست که این دسته از جوانان احساس می کنند که به دانشگاه تعلق ندارند.

چه شخصیت هایی بیشتر در معرض سندرم ایمپوستر هستند؟

- افرادی که تمایل بیش از حدی به کمال دارند.

- خودکارآمدی پایینی دارند و یا به توانایی های خود برای مدیریت رفتار و مدیریت موفقیت آمیز باور ندارند.

- نمرات بالاتر در معیارهای روان رنجوری دارند.

- نمرات پایین تر در معیارهای وظیفه شناسی دارند.

ترس از شکست می تواند ناراحتی های عاطفی زیادی را به همراه داشته باشد و بسیاری از افرادی که با احساسات فریبنده کنار می آیند، اضطراب و افسردگی را نیز تجربه می کنند. اما زندگی با افسردگی یا اضطراب ممکن است به این معنا باشد که شما در حال حاضر دچار شک به خود، کاهش اعتماد به نفس و نگرانی در مورد اینکه دیگران چگونه شما را درک می کنند، باشید. این طرز فکر می‌تواند این باور را به وجود آورد و تقویت کند که واقعاً به محیط دانشگاهی یا حرفه‌ای خود تعلق ندارید. سندرم ایمپوستر می تواند علائمی را در راستای سلامت روان که فرد با آن مواجه است؛ بدتر کند و چرخه ای را ایجاد کند که فرار از آن دشوار است. بهتر است بدانید که اصلاً غیرعادی نیست که احساس کنید ارزش شغلی یا فرصت تحصیلی را که به تازگی به دست آورده اید را ندارید.

مطمئنا برای شما هم پیش آمده که خواهان یک فرصت شغلی یا فرصت تحصیلی هستید و حتی ممکن است آن فرصت، فرصتی باشد که شما در رویا های خود می دیدید اما با حس ترسی مواجه شوید که به شما می گوید ممکن است همه انتظارات را برآورده نکنید یا احساس کنید که توانایی های شما با همکاران یا همکلاسی هایتان مطابقت ندارد.

این احساسات با استقرار شما در محیط و آشنایی بیشتر با نقشی که بر عهده دارید حل می شود اما درصورتی که شما تعریف و تمجید و یا حمایتی از سوی همکاران و یا همکلاسی هایتان دریافت نکنید، ممکن است با این احساسات منفی دست و پنجه نرم کنید. در کنار عوامل فوق، تعصب جنسیتی و نژادپرستی نهادینه شده نیز می تواند نقش مهمی در احساسات فریبنده داشته باشد. یک منبع معتبر تحقیقاتی نشان می دهد که اگرچه هر کسی می تواند این احساسات را تجربه کند، این احساسات بیشتر در زنان و افراد رنگین پوست ظاهر می شود. به عبارت دیگر: افرادی که عموما در محیط های حرفه ای حمایت کمتری دارند.

در واقع آگاهی از سوگیری علیه جنسیت یا نژاد شما ممکن است شما را به تلاش بیشتر برای رد کلیشه های مضر سوق دهد. ممکن است فکر کنید که باید بیش از هر کس دیگری تلاش کنید تا جدی گرفته شوید و اینکه بسیار کمتر از تلاش‌های خود به رسمیت شناخته می شوید. آگاهی از این کلیشه‌های منفی می‌تواند بر عملکرد شما تأثیر بگذارد و شما را به تثبیت اشتباهات خود و شک بیشتر به توانایی‌هایتان سوق دهد.

تجاوز به خرد شما و تبعیض قائل شدن، که در طول مسیر تجربه می کنید، می تواند این احساس را که به این محیط یا به این کار و حرفه تعلق ندارید، تقویت کند. البته این دقیقاً همان چیزی است که آن ها قصد انجام آن را دارند. احساسات فریبنده واقعی شامل شک به خود، عدم اطمینان در مورد استعدادها و توانایی های شما، و احساس بی لیاقتی است که با آنچه دیگران در مورد شما فکر می کنند همخوانی ندارد. به طور خلاصه، شما فکر می کنید که دیگران را فریب داده اید تا تصور کنند شما فردی هستید که نیستید.

اما اگر خود را در محیطی بیابید که همسالانتان نتوانند برای شما جا باز کنند یا به این معنی باشد که شما سزاوار موفقیت خود نیستید، چه؟ شاید هیچ رنگین پوست دیگری در کلاس شما وجود نداشته باشد، یا سرپرست شما صریحاً می گوید: "زنان معمولاً در این شغل موفق نمی شوند." کاملاً قابل درک است که احساس عدم تعلق و بی لیاقتی در شما موج بزند. تفاوت بزرگی بین شک کردن پنهانی در توانایی های خود و ایجاد این احساس وجود دارد که انگار هویت شما باعث می شود که شایسته موقعیت یا دستاوردهای خود نباشید. ترویج فرهنگ ضد نژاد پرستی و پاک کردن محیط های کاری از این طرز تفکرات موجب می شود که این احساسات فریبنده در افراد حاضر در آن محیط کاهش پیدا کند.

مقابله با سندرم ایمپوستر:

احساسات خود را تصدیق کنید؛ صحبت کردن با یک دوست یا مربی قابل اعتماد در مورد ناراحتی خود می تواند به شما کمک کند تا شرایط بیرونی را دریابید. باز کردن این موضوع با همسالان درباره احساس خود، آن ها را تشویق می‌کند که همین کار را انجام دهند و به شما کمک می‌کند بفهمید شما تنها کسی نیستید که احساس می‌کنید یک شیاد هستید.

وقتی این احساسات ظاهر می شوند از خودتان بپرسید که آیا این تفکرات با واقعیت های موجود همخوانی دارد یا خیر؟ بهتر است بدانید که فریب دادن همه همکلاسی ها و همه همکاران ممکن نیست و ارائه یک کار ضعیف در دراز مدت برای هیچکس از جمله کارفرمای شما یا دبیر شما قابل قبول نیست. پس اگر هنوز هم کسانی هستند که از شما تعریف میکنند و توانایی های شما را تحسین می کنند یا مدتی طولانی است که در یک محیط کاری مشغول به کار هستید؛ باید بدانید که این احساسات شما واقعی نیستند.

بیشتر بخوانید: معرفی کسب و کار ها
بیشتر بخوانید: ثبت و معرفی کسب و کار خود در رایا مگ

دیدگاه

دیدگاه خود را وارد نمایید

جدیدترین مطالب مجله اینترنتی رایامگ

خبر نامه مجله اینترنتی رایا مگ

با عضویت در خبرنامه رایا مگ از جدید ترین مقالات آگاه شوید