جدیدترین مطالب

مطالب ویژه مجله اینترنتی رایامگ

پیوندها

محبوب ترین مطالب رایامگ

هنریت کلاوسر

هنریت کلاوسر

اگر به یاد داشته باشید در مقالات پیشین درباره ی راندا برن که یکی از نویسنده های معروف حوزه روان شناسی بود حرف زدیم. در انتهای آن مقاله گفتیم که در آینده درباره ی سایر نویسنده های این چنینی باز هم صحبت می کنیم. مقاله ی امروز همان مقاله ی آینده است که قصد داریم در آن درباره ی هنریت کلاوسر و کتاب های او حرف بزنیم. پس اگر دوست دارید که بفهمید که آیا نویسنده های این چنینی واقعا  خودشان به کتاب هایشان اعتقاد دارند و یا خیر، این مقاله را تا انتها دنبال کنید. به یاد داشته باشید اگر توانستید با این نویسنده پس آشنایی اخت پیدا کنید در بخش دوم این مقاله می توانید با کتاب های او نیز آشنا شوید.

آشنایی با هنریت کلاوسر

در آیات قرآن بارها به قلم و نوشتن اشاره شده است. حتی آیه ای وجود دارد که به قلم قسم می خورد! و سوره ای وجود دارد که خداوند با قلم به نوشتن ارج می دهد. نکته ی جالب این است که مشابه این اشارات قرآنی در انجیل و تورات هم به سبکی دیگر آمده است. پس در همه ی ادیان به نحوی به قداست نوشتن اشاره شده است. امروزه این معجزه ی نوشتن را نویسنده های غربی درک کرده اند و به این نتیجه رسیده اند که نوشتن می تواند ما را مستقیم به اهداف مان برساند. این نویسنده هایی که معجزه ی نوشتن را توصیه کردند به تعداد وفوری وجود دارند اما هنریت کلاوسر در میان آن ها در خشان تر است.

هنریت کلاسر نام یک روان شناس و نویسنده ی آمریکایی است. او هم اکنون مدیر یکی از موسسه های معتبر مشاوره در آمریکا می باشد. هنریت کلاوسر در دانشگاه های زیادی از جمله کانادا، سیاتل و لس آنجلس درس داده است. اولین کتاب هنریت کلاوسر ((با دو طرف مغزت بنویس)) نام داشت. این کتاب با وجود اولین بودنش اما تجربه ی خوبی را در فروش تجربه کرد. عمده ی مطالب این کتاب درباره ی این بود که چگونه از سست عنصری فرار کنیم. از دیگر کتاب های هنریت کلاوسر قلبت را روی کاغذ بیاور و بنویس تا اتفاق بیافتد است. پس همان طور می بینید عمده ی کتاب های این نویسنده با نوشتن راهکار ارائه می دهند.

در واقع هنریت کلاوسر می گوید وقتی یک چیزی را به شدت می خواهید آن را بنویس تا برایت ظاهر شود. اما آیا هر نوشتنی پاسخ مثبت برای فرد خواستار دارد و یا نه باید نوشتن به گونه ای خاص باشد؟ این سوالی است که افرادی که کتاب های هنریت کلاوسر را نخواندند معمولا زیاد می پرسند. در ادامه ی مقاله درباره ی اینکه چگونه بنویسیم که خواسته هایمان محقق شود برایتان توضیح می دهیم. در واقع با شرح کتاب بنویس تا اتفاق بیافتد به شما می گوییم که عمده ی هنر نوشتن باید به چه صورت باشد. پس اگر از علاقه مندان به رمز رسیدن به خواسته هایتان هستید ادامه ی مقاله می تواند به شما کمک شایانی کند.( قبل از شروع یک نکته را به یاد داشته باشید که نوشتن در صورتی تحقق می یابد که همراه با خواستن شدید و البته تلاش فراوان باشد.)

هنریت کلاوسر

معرفی کتاب های هنریت کلاوسر

به طور قطع برای اینکه بشود یک نویسنده را بهتر شناخت باید به جای زندگی نامه ی او کتاب ها و مقالاتش را بخوانیم. چراکه یک جمله ی قدیمی است که می گوید هر شخص پشت زبانش پنهان شده است. خارج از نویسنده ها حتی بسیاری از دانشمندان نیز با اینکه خود مرده اند اما گفته ها و نوشته هایشان سالیان طولانی و حتی تا ابد مانده است. اما چرا ؟ جواب این است که چون مکتوب می شوند. اما چگونه مکتوب کنیم که ماندگار شود؟ و یا چگونه بنویسیم که اتفاق بیافتد؟ این ها سوالاتی است که در ادامه با معرفی دو کتاب بنویسید تا اتفاق بیافتد و قلبت را روی کاغذ بیاور پاسخ می دهیم. با این پاسخ ها شما هم می توانید به جواب هایتان برسید و هم‌ با هنریت کلاوسر هم بیشتر آشنا شوید.

کتاب اولی که جایز معرفی است  بنویس تا اتفاق بیافتد می باشد. این کتاب در ۲۰ فصل برای خواننده نوشته شده که در ادامه هر کدام از این ۲۰فصل را به طور مختصر بررسی می کنیم. مقدمه ی کتاب اینگونه آغاز می شود که مصریان باستان با ساختن مجسمه ای در حال نگارش گویا دارند آینده را می بینند. در واقع هنریت کلاوسر می گوید سرلوحه ی نوشتن این کتاب من مجسمه ی پر بار مصری است. او در ادامه ی مقدمه درباره ی کتاب هایی قدیمی سخن می گوید که با وجود گذشتن ده ها سال از چاپ آن ها اما هنوز هم این کتاب ها به فروش می رسند. اما چرا؟ فقط و فقط به دلیل اینکه حرف های درستی درباره ی عملی کردن خواسته ها گفته اند.

هنریت کلاوسر

بیشتر بخوانید: داستان یک برند

در فصل ۱ کتاب آمده است که یک قهوه دم کنید و یا چای تازه دم درست کنید و جای راحتی پیدا کنید و بدون تفکر زیاد شروع  به نوشتن انواع و اقسام آرزوها و اهداف خود بکنید. در این فصل آمده است که اگر حس می کنید آرزویی دست نیافتی است اتفاقا آن را پر رنگ تر بنویسید. چون همه ی آرزو ها دست یافتنی هستند. هر چه قدر خواستید زمان بگذارید و با اعماق قلبتان آرزو های خود را روی کاغذ بیاورید و لیست بلندی تهیه کنید. فصل دوم درباره ی این سخن آمده است که حتما باید بدانید که چه می خواهید پس اهداف خود را کاملا شناسایی کنید. در روز بعد درباره ی اینکه چگونه به مغزمان برای رسیدن به اهداف ایده بدهیم حرف زده شده است.

فصل چهار راهکارهایی برای دریافت آرزوها پیشنهاد می دهد و با داستانی واقعی مخاطب را با چگونه نوشتن آشنا می کند. او در این فصل از زنی صحبت می کند که به مدت بیست و دو ماه برای یک شخصیتی دوست داشت همسرش باشد نامه نوشت. او در هنگام نوشتن کمی می ترسید چون با خود می گفت اگر اتفاق نیافتد ناراحت می شوم. اما بالاخره اتفاق افتاد و او مرد رویاهایش را پیدا کرد. با تمام جزئیات!

فصل بع درباره ی این موضوع صحبت می شود که ما در هنگام نوشتن ممکن است احساس ترس در وجودمان بیاید و با خود بگوئید خب اگر نشد چه؟ و اگر بشود و اتفاق ناخشنودی با آن بیافتد چه می شود؟ هنریت کلاوسر در این فصل درباره ی این صحبت می کند که با نوشتن ترس ها و اضطراب ها نیز می توانیم به خود در راه رسیدن به اهداف کمک کنیم یعنی برای خود تمام عواقب خوب و بد اتفاقات را مکتوب کنیم. پس نوشتن فقط  در اهداف خلاصه نمی شود. بلکه ترس و دلهره ها را نیز باید نوشت.

فصل ششم درباره ی این نوشته شده است که باید آن قدر بنویسی تا به راه حل نهایی برسید. یعنی وسط نوشتن خسته نشوید بلکه با کمی استراحت آن ها را دوباره از نو شروع کنید. فصل هفتن درباره ی فهرست بندی آرزو ها صحبت شده است و فصل هشت هنریت کلاوسر با تمرکز به نتیجه خواننده را مشتاق به ادامه ی خواندن می کند. در فصل نه خواننده باید محیط را برای نوشتن تغییر بدهد. مثلا به لب آب برود. فصل ده از مکتوب شدن روزمره ها سخن آمده است. فصل یازده درباره ی تعهد به عهد با خودتان سخن آمده است. فصل دوازده گفته است که هر چه قدر مایل هستید می توانید اهداف داشته باشید پس نیازی نیست اهداف شما محدود باشد. فصل سیزده درباره ی تشکیل گروهی سخن گفته که این گروه اهدافشان به شما نزدیک است.

فصل چهارده درباره ی دست زدن به ابتکار عمل برای زود تر رسیدن به اهداف آمده است. فصل پانزدهم که از قشنگترین فصل های کتاب است راجع به نامه نوشتن به خدا سخن آمده است. فصل شانزدهم درباره ی مقاومت خود برای رسیدن به خواسته ها می باشد. در روز هفده نویسنده یعنی هنریت کلاوسر شما را به برگذاری مراسم مذهبی تشویق کرده است. روز هجده روزی است که با رها کردن تعادل در زندگی ایجاد می شود. در قسمت نوزده این کتاب مانند معجزه ی شکر گزاری شما به عنوان خواننده به شما گزاری دعوت می شوید. نهایتا در فصل بیست شما می فهمید که اگر با نوشتن اتفاقا نیافتد چه؟ در واقع شما در این فصل تازه یاد می گیرید که چگونه شکست را بپذیرید که مقدمه ای بر پیروزی باشد.

هنریت کلاوسر در اواسط فصل هایش درباره ی این می نویسید که شما باید نتیجه و نتیجه ی نتیجه ی کارتان را بدانید یعنی باید بدانید از این هدف چه خواهید. در فصل آخر هنریت کلاوسر توضیح می دهد که اگر برای مثال قصدتان از پزشکی آوردن کمک به مردم بوده باشد ولی شما پزشک نشدید ولی توانستید در موقعیتی قرار بگیرید که به مردم کمک کنید در واقع شما به آن نتیجه ی نتیجه که می خواستید برسید رسیده اید. همچنین در سایر موارد نیز باید به فایده ی فایده و نتیجه نتیجه ی کارها دقت کنید. در واقع نهایتا این نیت شماست که پیاده می شود.

خب تا به اینجا با خلاصه ای از کتاب بنویسید تا اتفاق بیافتد آشنا شدیم. در قسمت بعد شما را با یکی دیگر از کتاب های این نویسنده به اسم قلبت را روی کاغذ بیاور آشنا می کنیم.کتاب قلبت را روی کاغذ بیاور مانند کتاب بنویسید تا اتفاق بیافتد است با این تفاوت که همان طور که از اسمش پیداست با حالات روحی و احساسات شما در ارتباط است. هنریت کلاوسر می گوید من در این کتاب از داستان های واقعی استفاده کردم که وقتی خواننده آن را می خواند احساس ارتباط و نزدیکی کند. حتی بسیاری از اسامی این کتاب را که نوشتم به درخواست خودشان اسمشان را تغییر ندادم. هنریت کلاوسر هدف از  نوشتن این کتاب را بهبود روابط خانوادگی و عاطفی خواند و گفته با خواندن این کتاب گویی می فهمید که چه از روابط عاطفی می خواهید.

هنریت کلاوسر می گوید من این کتاب را در واقع به دنباله ی کتاب بنویسید تا اتفاق بیافتد نوشته ام. او می گوید رشد و ارتقا درونی از جهت های این کتاب است که به زندگی افراد هدیه می شود. او در این کتاب می گوید اگر شما حتی در خانواده هم روابط خوبی را تجربه نمی کنید می توانید با نوشتن یک حس خوب را در خود ایجاد کنید که موجب شود با اعضای خانواده روابط گرم تری را تجربه کنید. نقطه ی مشترک این دو کتاب باهم، در نوشتن که راهی رسیدن به اهداف بود، است. اما کتاب اولی که معرفی کردیم عمدتا همه ی اهداف را در بر می گرفت اما کتاب دوم با روابط عاطفی خواننده ارتباط برقرار می کرد.

در این مقاله سعی شد که در ابتدا شما با خود هنریت کلاوسر و سپس با کتاب های او یک آشنایی نسبی ای پیدا کنید. در مقالات آینده باز هم شما را با نویسنده های این چنینی و حتی دانشمندانی که به حوزه ی رسیدن به اهداف خبره بودند، آشنا می کنیم. هدف از نوشتن این زندگی نامه ها و معرفی کتب این است که شما بفهمید که بسیاری از افراد معروف هم با راه های معمولی به مقام های بالا رسیده اند.

بیشتر بخوانید: معرفی کسب و کار ها
بیشتر بخوانید: ثبت و معرفی کسب و کار خود در رایا مگ

دیدگاه

دیدگاه خود را وارد نمایید

جدیدترین مطالب مجله اینترنتی رایامگ

خبر نامه مجله اینترنتی رایا مگ

با عضویت در خبرنامه رایا مگ از جدید ترین مقالات آگاه شوید