جدیدترین مطالب

مطالب ویژه مجله اینترنتی رایامگ

پیوندها

محبوب ترین مطالب رایامگ

نیل آرمسترانگ که بود؟

نیل آرمسترانگ که بود؟

بررسی زندگی نامه افراد موفق همیشه درس هایی به ما داده که این درس ها می توانند در زندگی مان تاثیر گذار باشند. در این مقاله نیز قصد داریم در مورد فرد موفقی صحبت کنیم که همانند آن بسیار کم اند. نیل آلدن آرمسترانگ (Neil Alden Armstrong) فضانورد آمریکایی و مهندس هوافضا بود که در منابع تاریخی به‌عنوان اولین مسافر ماه شناخته می‌شود. آرمسترانگ پیش از پیوستن به پروژه‌های فضایی ایالات متحده و سازمان فضایی ناسا، در ارتش آن کشور به‌عنوان خلبان فعالیت می‌کرد. پروژه‌ی آپولو ۱۱ که با حضور او و باز آلدرین انجام شد، سرانجام ایالات متحده را در نبرد برای قدم گذاشتن بر ماه به پیش انداخت و به ‌نوعی پایانی هم بر جنگ سرد بود.

در حقیقت سفر نیل و فضاپیمای آپولو ۱۱ به ماه، نقطه‌ ای مهم در تاریخ بشر محسوب می‌ شود. عبارت‌های ماندگاری که او و آلدرین به‌محض رسیدن به ماه و قدم گذاشتن بر آن گفتند (۲۰ جولای ۱۹۶۹)، هنوز در ذهن بسیاری از مردم جهان و خصوصا آمریکایی ‌ها، به‌ خوبی ذخیره شده است: «این قدمی کوچک برای یک انسان و پرشی بزرگ برای بشریت است.» دورانی که با سفر به ماه شروع شد، با پیشرفت‌ های بی ‌شمار در اکتشاف فضا ادامه یافت و امروز با ربات‌ های بدون سرنشین و هوشمند کاوشگر پیگیری می ‌شود؛ پیشرفت ‌هایی که درک ما را از جهان و فضای پیرامون خصوصا در منظومه‌ ی شمسی چندین برابر کرده ‌اند.

تولد و تحصیل

همانند همه ی افرادی که تحصیلات اولیه داشته اند و از کره ی مریخ نیامدند نیل هم زندگی عادی و نرمالی داشت. نیل آرمسترانگ در پنجم اوت ۱۹۳۰ در مزرعه ‌ای در اوهایو متولد شد. مادر نیل، ویولا نام داشت و او را کودکی آرام و ساکت تعریف می ‌کرد. پدرش استفن نام داشت که از اجدادی آلمانی اسکاتلندی به آمریکا آمده بود و نام نیل نیز از زبان اسکاتلندی و به‌ معنای «قهرمان» انتخاب شد. نیل یک خواهر به‌نام جون و یک برادر به ‌نام دین داشت. پدرش به‌ عنوان بازرس در فرمان ‌داری اوهایو مشغول به  کار بود و به‌ همین دلیل خانواده ‌ی آرمسترانگ عموما درحال سفر بودند و تا ۱۴ سالگی او، در ۱۶ شهر گوناگون ساکن شدند.

امضای نیل آرمسترانگ

همان طور که خودتان می دانید از همان کودکی یک سری از ویژگی ها به طور ذاتی در ما شکل می گیرد که معمولا نشان دهنده ی علاقه ی ما به حرفه ی شغلی آینده مان خواهد بود. علاقه‌ ی نیل به پرواز، به‌ خاطر همان سفرهای متعددی انجام شد که تحت تأثیر شغل پدر انجام می ‌شدند. اولین مواجهه ‌ی او با هواپیما، مسابقه‌ های هوانوردی کلیولند بودند. اولین سفر هوایی نیل در پنج سالگی و به‌ همراه پدر در وارن اوهایو رخ داد. این سفر با هواپیمای سه‌ موتوره‌ی فورد انجام شد. ویولا از همان سال‌ های کودکی انواع آموزش‌ های خصوصی را به پسرش می ‌داد. نیل مانند مادرش بسیار به مطالعه علاقه ‌مند بود و به‌ همین دلیل باهوش ‌تر و داناتر از هم‌ سالان خود به‌ نظر می ‌رسید.

نیل آرمسترانگ که بود؟

نیل آرمسترانگ چه کرد؟

شور و اشتیاق بسیار زیاد او را برای پرواز پیش از پیش آماده می کرد. نیل برای تبدیل شدن به فضانوردی افسانه ‌ای، ابتدا باید پرواز را تجربه می ‌کرد. او که در رؤیاهای کودکی خود اثری از فضانوردی نمی ‌دید، پرواز را به‌ عنوان علاقه‌ ی اصلی انتخاب کرده بود. کودک آرام اهل اوهایو، به‌ مرور به‌ دنبال راهی برای خارج شدن از محدوده‌ ی امن و تجربه ‌ی رخدادهای جدید بود. اولین تجربه‌ های سفر هوایی در کنار پدر، نیل را به مهندسی و طراحی هواپیما علاقه ‌مند کرد. او در کتاب زندگینامه ‌ی خود به نویسنده می ‌گوید که پس از مدتی تصمیم به هوانوردی گرفت، چون اعتقاد داشت یک طراح خوب باید جنبه‌های عملیاتی هواپیما را به‌ خوبی بشناسد.

در حقیقت می توان گفت نقطه عطف زندگی نیل تصمیم به یادگیری هوانوردی بود که را وارد مرحله‌ ای جدید از زندگی کرد. او برای فراهم کردن هزینه‌ی ۴۰ سنتی هر ساعت کلاس هوانوردی، باید در کنار تحصیل کار می‌کرد. نیل مانند بسیاری از کودکان که در سنین پایین و برای رسیدن به آرزوهای خود، شغل‌ های نیمه ‌وقت انجام می ‌دهند، مشغول به کار شد. منتهی او به‌ جای شغل ‌های خیابانی به مرکز هوایی واپاکونتا اوهایو می ‌رفت و کارهای خدماتی انجام می ‌داد. درواقع نیل به ‌ازای آموزش ‌های هوانوردی، در همان مرکز کار می‌ کرد که موجب افزایش تجربه ‌ی عملی ‌اش نیز می ‌شد. درنهایت، نیل آمرسترانگ پیش از دریافت گواهینامه ‌ی رانندگی، مجوز پرواز دریافت کرد. پدرش می‌ گوید نیل به هیچ سرگرمی دیگری علاقه نداشت و تنها زمان خود را در مرکز هوایی سپری می ‌کرد.

علت شهرت نیل آرمسترانگ چه بود؟

بدون شک سفر به ماه دلیل اصلی شهرت او بود. در واقع می توان گفت که نیل بحران روحی خود را با اشتغال هرچه بیشتر به یادگیری و پرواز حل می ‌کرد. او با قدرت در برنامه‌ های آموزشی فضانوردی ناسا حضور می‌ یافت. اولین پروژه ‌ی مهم نیل با هدف سفر به ماه، جمینی پنج بود. آرمسترانگ در پروژه‌ ی Gemini 5 به‌ عنوان فرمانده‌ ی ذخیره‌ ی گروه پروازی انتخاب شده بود. هدف از آن پروژه، یک آزمایش پهلوگیری فضایی بود و دو پرواز دیگر به‌ نام‌ های Gemini 3 و Gemini 4 هم در نوبت بودند. به ‌هر حال جمینی پنج در ۲۱ اوت ۱۹۶۵ با خدمه‌ ی اصلی پرواز کرد و مأموریت خود را تاحدودی باموفقیت به‌ پایان رساند.

در واقع نیل استعداد و علاقه عجیبی به پرواز داشت و حتی گواهینامه‌ ی پرواز خود را پیش از گواهینامه‌ ی رانندگی خودرو گرفت. او اولین پروازش را در ۱۶ سالگی تجربه کرد. نیل حتی در سفر تاریخی به ماه، یکی از یادگارهای پیش‌آهنگی خود را به‌همراه برده بود. دانشکاه پردو در ایندیانا، مقصد بعدی تحصیل نیل آرمسترانگ بود. این دانشگاه به‌خاطر تخصص در دوره‌های مهندسی هوافضا شهرت داشت و به‌همین دلیل نیل جوان در ۱۷ سالگی وارد آن شد. خانواده‌ی نیل، توانایی تأمین هزینه‌های تحصیل او را در دانشگاه نداشتند. به‌همین دلیل هوانورد جوان به نیروی دریایی آمریکای پیوست تا از کمک‌هزینه‌های آن‌ها برای ادامه‌ی تحصیل در دانشگاه استفاده کند. برنامه‌ی نیروی دریایی، او را ملزم می‌کرد تا بین سال‌های تحصیل در دانشگاه، سه سال در ارتش خدمت کند.

اولین قدم ‌ها به ‌سمت فضا

به طور کلی اولین تجربه همیشه با استرس و خطاهای فراوانی همراه هستند که این مورد در پرواز بسیار بیشتر خواهد بود. نیل در سال ۱۹۵۴ به‌عنوان خلبان تحقیقی و آزمایشی در کمیته‌ی مشاوران ملی در مرکز هوایی کلیولند مشغول به کار شد. او کمی بعد به پایگاه هوایی ادواردز در کالیفرنیا رفت و به استخدام ناسا درآمد. یکی از پروازهای تاریخی آرمسترانگ در دوران خلبانی، تجربه‌ ی پرواز تا ارتفاع ۲۰۷ هزار پایی با هواپیمای X-15 بود. جانت درباره‌ ی آن سال ‌ها می‌ گوید که نیل عاشق پرواز بود و تنها در آن حالت بسیار خوشحال و راضی می‌شد. در واقع او هیچ ‌گاه فردی مناسب برای کارهای دفتری نبود.

زندگی پس از ناسا

نیل برای کار کارمندی ساخته نشده بود و در این زمینه اصلا خوب نبود. او تا مدتی بعد از فرود بر ماه، تجربه‌ ی کار در مراکز و سازمان‌ های گوناگون را امتحان کرد. او به‌ندرت به مرکز فرماندهی Tranquility می ‌رفت و درنهایت در سال ۱۹۷۱ از ناسا خارج شد. آرمسترانگ پس از ناسا برای تدریس به دانشگاه سین‌سیناتی رفت. او همچنین در مرکز تحقیقات پیشرفته ‌ی ARPA به‌عنوان قائم ‌مقام کل بخش هوافضا انتخاب شد. آرمسترانگ در دانشگاه سین‌ سیاتی در دپارتمان مهندسی هوافضا مشغول به تدریس بود. آرمسترانگ دانشگاه سین ‌سیناتی را انتخاب کرد چون امیدوار بود هیئت علمی دانشگاه از تدریس کردن او با مدرک کارشناسی ارشد ناراحت نشوند. آرمسترانگ مدرک کارشناسی ارشد خود را پس از سفر آپولو ۱۱ و با مقاله‌ای پیرامون همان فضاپیما دریافت کرده بود.

علاوه بر همه ی فعالیت هایی که داشت او در دانشگاه به دلیل علاقه ی زیاد دوره‌های متعددی را آموزش می ‌داد و از اساتید بسیار دقیق و سخت ‌گیر اما در عین حال محبوب دانشگاه بود. آرمسترانگ در سال‌ های تدریس، فعالیت‌ های تحقیقی خود را مجزا از تجربه ‌ی خود در ناسا انجام می‌ داد. درواقع او دوست نداشت محبوبیتش تأثیری در پذیرش تحقیقاتش داشته باشد. البته فضانورد تاریخ‌ساز بعدا از این تصمیم خود منصرف شد. دانشگاه سین‌سیناتی در سال ۱۹۸۰ به دانشگاهی دولتی تبدیل شد و بوروکراسی اداری در آن به اوج رسید. آرمسترانگ که هیچ‌گاه با قوانین اداری و بوروکراسی موافق نبود، در همان سال از تدریس استعفا داد. البته او به تدریس پاره ‌وقت ادامه داد و اعتقاد داشت با همان زمان و فشار کاری، نیمی از حقوق قبلی خود را دریافت می‌ کند.

او فرد بسیار فعالی بود و علاوه بر تدریس در دانشگاه، به همکاری مشاوره‌ای با ناسا ادامه می‌داد. در پروژه‌ ی آپولو ۱۳ با حادثه ‌ای همراه شد و نتوانست بر ماه فرود بیاید. نیل عضوی از تیم بازرسی بود که اشکال در سوئیچ ترموستات مخزن اکسیژن را به‌ عنوان دلیل اختلال در فضاپیما کشف کرد. شخصی به نام ریگان از نیل خواست تا در تیم بازرسی حادثه ‌ی فضاپیمای Challenger حضور داشته باشد. او به‌عنوان معاون ارشد به تیم بازرسی پیوست و با استفاده از روابطی که در طول سال‌ها در میان فضانوردان و متخصصان شکل داده بود، زوایای گوناگون حادثه را بررسی کرد. ریگان همچنین آرمسترانگ را به‌عنوان عضو هیئتی ۱۴ نفره انتخاب کرد تا برنامه‌های سفر فضایی آمریکا را در قرن ۲۱ تنظیم و تصویب کنند.

این تیم ۱۴ نفره‌ متشکل از متخصصانی بود که برنامه ‌ی فضایی آمریکا را برای قرن ۲۱ تنظیم و طراحی می‌ کردند، پیشنهادهای متعددی را به ناسا و دولت ارائه دادند که شامل برنامه‌ های بلند پروازانه ‌ای می ‌شد. آن ‌ها کتابی به‌ نام Pioneering the Space Frontier منتشر کردند که زمان ‌بندی پروژه ‌های آتی آمریکا را برای فعالیت در فضا مشخص می‌ کرد. به‌ عنوان مثال طبق آن برنامه آمریکایی‌ های در سال ۲۰۰۶ پایگاهی فضایی در ماه راه‌اندازی می ‌کردند و در سال ۲۰۱۵، سفر انسان ‌ها به فضا رخ می ‌داد. تقریبا تمامی پیشنهاد های آن‌ ها به‌ خاطر بحران پروژه‌ی Challenger رد شد.

نیل آرمسترانگ که بود؟

بیشتر بخوانید: آشنایی با راندا برن

نیل چگونه به موفقیت رسید؟

هر موفقیتی نیاز به تلاش دارد و در حقیقت اگر تلاش کافی نباشد نمی توان به حد اعلای موفقیت دست پیدا کرد. آرمسترانگ پس از سفر موفقیت‌آمیز به فضا، علاوه بر فعالیت‌های مشاوره‌ای و تدریس، در کسب‌وکار و تبلیغات نیز حضور داشت. او به‌ عنوان سخنگوی تبلیغاتی شرکت‌های متعدد فعالیت می‌ کرد که از میان آن ‌ها می ‌توان به Chrysler و General Time Corporation و Bankers Association of America اشاره کرد.

به دلیل هوش و تلاش بی شمار نیل پیشنهاد های کاری بسیار زیادی به او می شد. کمپانی های بسیار زیادی در دهه‌ های پایانی قرن بیستم از فضانورد تاریخ‌ ساز خود به‌عنوان عضو هیئت مدیره یا مشاور بهره می ‌بردند. Gates Learjet یکی از آن‌ ها بود که آرمسترانگ را به‌عنوان عضو فنی هیئت‌مدیره انتخاب کرد. آرمسترانگ با هواپیماهای آزمایشی و جدید آن شرکت پرواز کرده و حتی چند رکورد ارتفاع و سرعت را در هواپیماهای جت تجاری ثبت کرد. او در سال ۱۹۷۳ به‌عنوان عضو هیئت‌مدیره در شرکت Cincinati Gas & Electric Company مشغول به کار شد. از شرکت‌های دیگر می‌توان به Taft Broadcasting و Thiokol و Cardwell International اشاره کرد که در حوزه‌های متنوعی فعال بودند.

در واقع به غیر از شرکت‌ های صنعتی و تولیدی، خطوط و شرکت‌ های هوایی هم از همکاری آرمسترانگ بهره می ‌بردند. از میان آن‌ ها می‌ توان به United Airlines اشاره کرد که در سال ۱۹۷۸ میزبان آرمسترانگ بود. او سپس به Eaton Corporation رفت و بعدا به‌عنوان رئیس هیئت‌مدیره‌ی یکی از زیرمجموعه‌ها به‌نام AIL Systems انتخاب شد. شرکت مذکور در سال ۲۰۰۰ با EDO Corporation ادغام و آرمسترانگ نیز در سال ۲۰۰۲ بازنشسته شد.

به عنوان سخن پایانی در این مقاله به شما می گوییم که شخصی به نام مایک دان، یک ماجراجو بود که در سال ۱۹۸۵ تصمیم گرفت تا گروهی از کاوشگران بزرگ تاریخ را در سفری به قطب شمال ببرد. نیل آرمسترانگ در گروه مذکور حضور داشت و در ششم آوریل به قطب شمال رسید. او تجربه‌ی خود از سفر به قطب را شگفت‌انگیز تعریف کرد که جلوه‌ای متفاوت را نسبت به دیدش از قطب از ماه به تصویر کشید. البته آرمسترانگ هیچ اطلاعی از سفر خود به قطب به رسانه‌ها نداده بود.

دیدگاه

دیدگاه خود را وارد نمایید

جدیدترین مطالب مجله اینترنتی رایامگ

خبر نامه مجله اینترنتی رایا مگ

با عضویت در خبرنامه رایا مگ از جدید ترین مقالات آگاه شوید